تبليغاتX
نگاه کن

نگاه کن

خدایا کمک کن مهربان باشم ٬ با همه٬ صبرم را زیاد کن٬ کمک کن یادم نرود حرمت مهمان را نگه دارم حتی اگر دشمن باشد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9 PM  توسط زیبا  | 

خدایا ای کاش در قلب همه بندگانت باشی٬ همیشه و در همه حال.که با تو خوب باشیم و بدانیم به همان اندازه که طولانی است٬ کوتاه است٬ شاید لحظه ای دیگر نباشیم پس خوب باشیم برای همه٬ مهربان باشیم و بدانیم که تو هستی ای خالق هستی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9 PM  توسط زیبا  | 

خدایا کمک کن عاشق باشم٬ عاشق خوب٬ برای همه آن هایی که دوستشان دارم و می شناسم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9 PM  توسط زیبا  | 

بعضی وقت ها از آدم ها می ترسم٬ دیگه به راحتی نمی شود به حرف ها و صداقتی که دم از آن می زنند اعتماد کرد٬ کاش خیلی سال پیش بود با تمام آدم های خوبی که می شناختیم٬ زمانی که صداقت و راستی و تمام چیزهای خوب واقعا وجود داشتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9 PM  توسط زیبا  | 

می دونی ٬ باید خودت را گم نکنی یا اگر خودت را پیدا کرده ای دوباره از دست ندهی. انگار یک دوره ای از زندگی٬ خودمان نیستیم٬ نمی دانیم کیست در قالب ما که به جای ما دارد حرف می زند٬ رفتار می کند و ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 8 PM  توسط زیبا  | 

بعضی وقت ها در افکار و اعمالی که می دانیم نتیجه ای ندارند یا شاید در دراز مدت نتیجه دهند٬ متوقف میشویم و تمام انرژی خود را بر آن ها متمرکز می کنیم. در حالی که اگر عاقلانه فکر کنیم می بینیم آن ها-افکار و اعمال- فقط بخش گذرای کوچکی در زندگی ما هستند که اگر به ثمرمی رسیدند خوب بودند ولی حالا که هیچ چیزی با خود ندارند تنها ذهن ما را مشغول کرده و شاید سد راهی هم باشند برای افکار دیگر...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 11 PM  توسط زیبا  | 

تو شاید و حتما چشم ها و نگاهت صاف است و زلال و مهربان اما با نگاهت درون مهربان و روشنت را به من نشان دادی ولی خودت را...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 8 PM  توسط زیبا  | 

وقتی کسی یا چیزی را دوست داری حاضری برای به دست آوردن آن تا جایی که امکان دارد و قرار است مال تو باشد همه توانت را به کار گیری و توجهی به دیگران نداری...

مگر حرف و عمل دیگران چقدر تاثیر دارد در روند تصمیم گیری تو؟

در نهایت خود ما هستیم که برای زندگیمان تصمیم می گیریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 8 PM  توسط زیبا  | 

چقدر راحت دروغ نگفتی و مثل بقیه نبودی.

چقدر راحت و آسان دلت نلرزید و به عهد و دلایل شخصی خود٬ هر چه که بود پایبند ماندی و چقدر کم هستند مثل تو...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 2 PM  توسط زیبا  | 

بعضی وقت ها کاری را انجام می دهی یا حرفی می زنی که به نظرت نشدنی است ولی شاید عرف و عادت و قانون های نانوشته و ... باعث شده اند که آن را بد بدانی و نشدنی. البته شاید بعضی قانون های نانوشته باید همان طوری باشند که بیشتر بوده اند و هستند ولی تو بالاخره آن عمل یا حرف را عملی می کنی تا شاید تکلیف خودت را بدانی یا به نتیجه ای برسی ولی اگر نتیجه منفی باشد٬ یک بار قانون را شکسته وحرف دلت را زدی یا کاری را که خواستی انجام دادی و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 4 PM  توسط زیبا  |